تبليغاتX
دختر متفکر

دختر متفکر

نگاه مدیریتی مهندسی و نقادانه به جامعه و خودم

يكي را مي شناسم كه اون قدر از جامعه اش متنفر بود تا يكي مثل اونها شد.

+ نوشته شده در  جمعه 28 اردیبهشت1386ساعت 18:15  توسط دختر متفکر  | 

موج اگر مي دونست که ساحل هيچ وقت دستش رو نميگيره هرگز نفس نفس نمي زد براي رسيدن
 
 
 
زشتيهاي اخلاقي اگر ترک هم شوند ، مانند زخم پس از شفا يافتن جاي آن باقي خواهد ماند .
 
 
 
تا وقتيکه قلب شما نخواهد ، مسلماً مغزتان هرگز به چيزي عقيده پيدا نمي کند .
 
 
 
 
آدم تنها مخلوقي است که نمي خواهد همان باشد که هست .
 
 
 
 
رنگين کمان پاداش کسي هست که تا آخرين لحظه زير باران بماند
 
 
 
 
سنگي كه طاقت ضربه تيشه را ندارد تنديس زيبايي نخواهد شد
 
 
 
 
 
 
هر آنچه مرا نكشد.قويترم خواهد ساخت
 
 
 
 
در نگاه کساني که احساس پرواز را نمي فهمند هر چه بيشتر اوج بگيري کوچک تر ميشوي.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 اردیبهشت1386ساعت 10:10  توسط دختر مبتکر  | 

من تمنا کردم تو با من باش.

و

تو گفتی هرگز هرگز ....(پاسخی سخت درشت)

و مرا غصه این هرگز کشت.

مصدق

 

من تمنا کردم تو با من باش. (خواهشی سخت درشت)

و

تو گفتی هرگز

و مرا غصه این هرگز کشت.

از نظر من

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 اردیبهشت1386ساعت 18:16  توسط دختر متفکر  |